انجمن فارکس
فارکس
چرا هنگام معامله در فارکس باید احساسات خود را کنترل کنید؟

چرا هنگام معامله در فارکس باید احساسات خود را کنترل کنید؟

برای کنترل احساسات در معامله و غلبه بر احساسات به نکته هایی که در ادامه به آن اشاره شده توجه کنید ، در هنگام معامله ، هنگامی که یک هجوم ناگهانی از احساسات (ترس، هیجان، شادی) را تجربه می کنید، به راحتی اجازه می دهید آن احساس کنترل را به دست بگیرد. با غلبه بر احساسات، ذهن تحلیلی ما خاموش می شود و ما در قدرت کامل احساسات می افتیم. چه این احساسات مثبت یا منفی باشند، همیشه این قدرت را خواهند داشت که به عملکرد معاملاتی ما آسیب جدی وارد کنند.

برای اینکه افکار و احساسات خود را کنترل کنید، ضروری است که یک قدم به عقب بردارید و آن‌ها را به همان شکلی که واقعاً هستند ببینید، نه فقط احساسی که در شما ایجاد می‌کنند. این فرآیند معمولاً به عنوان defusion شناخته می شود. در این مقاله، به چندین استراتژی و تکنیک برای کمک به شما در کنترل احساسات هنگام معامله نگاهی خواهیم انداخت.

در مورد اینکه چگونه احساس می کنید، یادداشت کنید

اولین بخش تبدیل احساسات و عواطف خود به تجربیات سازنده این است که بدانید آن عواطف و احساسات چیست و چه زمانی آنها را احساس می کنید.

یک راه ساده برای انجام این کار این است که احساسات خود را هنگام تجربه آنها یادداشت کنید. این می تواند در دفترچه یادداشت یا تقویم یا هر طور که دوست دارید باشد. در صورت نیاز ساده شروع کنید و احساسات خود را در طول روز کاری زیر نظر بگیرید.

همانطور که تصویری از وضعیت عاطفی شما در طول یک روز شروع به شکل گیری می کند، به دقت نگاه کنید تا ببینید آیا چیزی وجود دارد که برجسته است یا خیر. اگر زمان خاصی از روز باعث ایجاد یک احساس خاص می شود، ببینید آیا یک عامل محیطی در آن نقش دارد یا خیر. آیا بعد از قهوه صبحتان دچار افت شدید می شوید؟ آیا روشنایی بعد از ظهر یا کمبود نور بر خلق و خوی شما تأثیر می گذارد؟ کارآگاه بازی کنید و نقاط را به هم وصل کنید.

این مهم است که در حالی که به دنبال تغییرات و دلایل آنها هستید، باید بپذیرید که این نوسانات احساسی در طول یک روز اتفاق می‌افتد. هدف سرکوب یا اجتناب از این احساسات نیست، بلکه درک علل و اثراتی است که آنها بر خلق و خوی شما دارند. در حالی که برخی از افکار می توانند به محرک های فیزیکی مرتبط شوند، برخی دیگر ممکن است فقط به این دلیل اتفاق بیفتند که اتفاق می افتد.

اگر نمی توانید یک احساس را به یک محرک خارجی متصل کنید، این کاملا طبیعی است. افکار بدون هیچ دلیل روشنی می توانند بیایند و بروند. در این موارد، مهم است که در آنها قرار نگیرید. منظور ما این است که اجازه ندهید آنها بر مغز شما تسلط پیدا کنند. یک موج ناگهانی و خودانگیخته شک نیازی به کنترل بقیه روز شما ندارد. یک قدم به عقب بردارید، آن را ببینید، از آن بیاموزید و ادامه دهید. اسیر یک احساس غیر قابل توضیح نباشید.

بین خودتان و افکارتان فاصله بگذارید

این کلید رفع خطا است. اگر بتوانید یک قدم به عقب بردارید و افکار و احساسات خود را ببینید، در مسیر درستی هستید.

چند بار در سر خود گیر کرده اید یا بدترین دشمن خود بوده اید؟ این معمولاً زمانی اتفاق می‌افتد که شما کاملاً در افکار خود غرق شوید. در این حالت، غیرممکن است که آنچه را درست در مقابل صورت شما قرار دارد، ببینید.

به یک روز زیبا، صاف و آفتابی فکر کنید. بیرون از خانه قدم می زنید و می توانید کیلومترها ببینید. تا جایی که افق به شما اجازه می دهد، می توانید ساختمان ها، تپه ها را ببینید. اکنون همان پرسپکتیو را تصور کنید اما در یک روز ابری که نمای کامل مسدود شده است. این شبیه اتفاقی است که وقتی احساسات و عواطف شما مانع می شود تا چه اندازه می توانید آنچه را که در مقابل شماست به وضوح ببینید، اتفاق می افتد.

وقتی ذهن شما روشن است و احساسات شما در یک فاصله هستند، می توانید دورتر را ببینید. هنگامی که احساسات شما بیش از حد وجود دارد و حواس‌تان را پرت می‌کند، دید شما مسدود می‌شود و نمی‌توانید دورتر را ببینید. فاصله گرفتن از افکارتان کار آسانی نیست، بنابراین اگر به همان سرعتی که می‌خواهید اتفاق نیفتد، ناامید نشوید. هر روز تمرین کنید و صبور باشید، نتیجه ارزش تلاش را خواهد داشت.

وقتی احساسات و عواطف شما مانع می شود که چقدر واضح می توانید آنچه را که در مقابل شماست ببینید.

افزایش آگاهی و تمرین ذهن آگاهی

یک ابزار عالی برای کمک به فاصله گرفتن از افکارتان، تمرین ذهن آگاهی است. ذهن آگاهی مغز شما را آموزش می دهد تا از افکار و احساسات در زمان وقوع آنها آگاه تر باشد.

تمرین ذهن آگاهی به ایجاد فضایی بین احساسات و واکنش شما به آنها کمک می کند. این مکث در بین به شما کمک می کند

تا پاسخی معقول به احساسات خود داشته باشید و نه یک واکنش تکانشی و عجولانه.

افکار خود را نام گذاری کنید و بگذارید بگذرند

علاوه بر ذهن آگاهی، یکی دیگر از راهبردهای مقابله با افکار و احساسات، برچسب زدن به آنهاست. دفعه بعد که احساسات شدیدی را تجربه کردید، بنشینید و فقط در ذهن خود به آنها نگاه کنید. همانطور که ظاهر می شوند، به افکار آنها برچسب بزنید. وقتی به چیزی فکر می کنید، آن را تجسم کنید و به آن برچسب بدهید. آن را ببینید و بگویید "این یک فکر است." همین کار را برای احساسات انجام دهید.

اگر عصبانی هستید، آن را تجسم کنید و به آن برچسب خشم بزنید. این کار را برای احساس بعدی و فکر بعدی انجام دهید و حدود 15 دقیقه ادامه دهید. ممکن است در ابتدا احمقانه به نظر برسد، اما شما در حال آموزش دادن به افکار و احساسات خود هستید. این آنها را در فاصله ای دور از مسدود کردن دید شما قرار می دهد.

یک روایت جدید برای احساسات خود ایجاد کنید

یکی دیگر از تکنیک های دیفیوژن، نسخه کمی متفاوت از تکنیک برچسب گذاری است که در بالا توضیح داده شد.

این روش شامل گفتن چیزی است که تجربه می کنید نه اینکه فقط چیزی را احساس کنید. به عنوان مثال، اگر غمگین هستید، به جای گفتن «من غمگین هستم»، ممکن است بگویید «من احساس غمگینی را تجربه می‌کنم».

این شیوه تحلیلی نگاه کردن به احساسات و عواطف می تواند فاصله خوبی بین شما و احساسات ایجاد کند. این به شما امکان می دهد تا آنها را واضح تر ببینید و به روشی منطقی واکنش نشان دهید. این دیدگاه جدید می تواند به شما کمک کند تا بینش های روانشناختی جدیدی کسب کنید.

پرش در سراسر صفحه نمایش

آخرین روشی که می تواند به شما در خنثی کردن احساسات کمک کند، معمولاً به عنوان "توپ پرش" نامیده می شود.

این روش باید برای هر کسی که کارائوکه خوانده است منطقی باشد. هنگامی که کارائوکه می خوانید، اشعار برجسته می شوند و یک توپ جهنده در امتداد بالای حروف می پرد و هجاها را نشان می دهد.

کاربرد این برای مقابله با احساسات خود شامل نوشتن احساسات خود و سپس خواندن آنها با تصور یک توپ پرش در حال پریدن از یک هجا به هجای بعدی است.

چگونه احساسات را در حین معامله کنترل کنیم - خط آخر

دیفیشن تغییر یا تخریب افکار و احساسات شما نیست. شما هرگز از افکار سرگردان یا احساسات مزاحم رها نخواهید شد. هدف شناخت آنها و برخورد با آنهاست. این وعده اصلی رفع موثر است. این تمرین به شما کمک می کند تا افکار و احساسات خود را در فاصله مناسبی قرار دهید تا بتوانید به طور منطقی آنها را تجزیه و تحلیل کنید و از آنها برای کمک به شما استفاده کنید، نه اینکه به شما صدمه بزند.

مطالب مرتبط